محمد مهدی فرجیان نفر اول کنکور دکتری مدیریت رسانه سال ۱۳۹۶ است . به در خواست روابط عمومی ماهنامه مدیریت رسانه محمد مهدی فرجیان در این نوشتار اختصاصی برای سایت مدیریت رسانه به فرآیند طی شده برای رسیدن به جایگاه فعلی می پردازد.

پیش از پرداختن به چگونگی درس خواندن برای کنکور و مصاحبه دکتری، یک مقدمه کوتاه عرض کنم. تا پیش از سال ۹۱ به صورت پراکنده مطالعات رسانه ای داشتم و علاقمند بودم سر و سامانی به آن بدهم.  بر این اساس تصمیم گرفتم برای رسیدن به این معنا یک دوره اکادمیک را تجربه کنم که  به سرفصل های مطالعاتی رسانه به صورت علمی تر و کارشده تر پرداخته باشد. همان سال کارشناسی ارشد شرکت کردم و خوشبختانه سوالها در آن سال بیشتر جنبه مدیریتی داشت تا ارتباطاتی که برای من بواسطه آنکه قبلا ارشد مدیریت اجرایی خوانده بودم آشناتر بود و این شد که کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه تهران پذیرفته شدم و در واقع از اینجا به بعد اش، در قبولی دکتری خیلی موثر بود که در ادامه توضیح داده ام.

ترم اول یکی از اساتید بخشی از نمره را منوط به ارائه مقاله کرد. یک موضوع را انتخاب کردم و مقاله ای حول آن تهیه شد که نهایتا در مجموعه مقالات اولین کنفرانس مدیریت رسانه چاپ شد. تصمیم گرفتم همان موضوع را که برایم جذاب بود، دستمایه همه تکالیف، کارهای پژوهشی و کلاسی قرار دهم. همینگونه هم شد. چون همواره یک حوزه را به صورت مشخص در نظر داشتم، این فرصت فراهم آمد که قدری عمیق تر به آن بپردازم به طوری که در همان طول سال تحصیلی یک مقاله علمی پژوهشی و یک مقاله علمی ترویجی در خصوص آن به چاپ رسید. از آنجا که همه ابعاد آن موضوع، مبانی نظری آن و نیز پژوهشهای پیشین آن حوزه پیش تر برای مقالات آماده شده بود، پایان نامه را نیز حول آن موضوع در کمترین زمان ممکن دفاع کردم. این شد که با اتمام دوره کارشناسی ارشد رزومه نسبتا مناسبی در حوزه کار پژوهشی فراهم شده بود. اما در خصوص کنکور.

از آنجا که دایره کتابهایی که مورد آزمون قرار میگیرند خیلی وسیع است ابتدائا شناخت اینکه کدام منابع به ذائقه طراحان سوالات کنکور نزدیک تر است امری ضروری است. مطالعه برای کنکور را به صورت خیلی سبک و پراکنده از اول مهر آغاز کردم و در مسیر محل کار، در مترو و وقتهایی که پیش می آمد کتبی که احتمال بیشتری میرفت در مظان سوال باشد را به مرور مطالعه می کردم. این روند تا اول بهمن ماه ادامه داشت و تقریبا طی این مدت عمده کتابها را یک دور خوانده بودم. از  هفتم بهمن بود که به صورت تمام وقت مشغول درس خواندن شدم. از ساعت ۵ تا ۸ صبح در منزل درس می خواندم و از آن به بعد به کتابخانه می رفتم و تا پاسی از شب هر روز درس می خواندم و این روند تا کنکور ادامه داشت.

همینجا لازم می دانم چند نکته در خصوص کنکور عرض کنم:

  • من درس آمار را خیلی سطح بالا خوانده بودم که سوالات مطروح بشدت دم دستی و راحت بود و با یک دهم آن حجم مطالعه هم امکان پاسخگویی وجود داشت. فلذا بهتر است وقت بهینه ای به آن اختصاص دهید و وقت بیشتر را برای رفتار پیشرفته و منابع پیشرفته بگذارید.
  • در تئوری مدیریت ۱۵ سوال طرح شده بود که تماما از کتاب دکتر محمد مقیمی بود. برخی از آنها دقیقا متن کتاب بود. پیشنهاد می کنم حتما برای کنکور بالای سه دور این کتاب را بخوانید.
  • مدیریت اسلامی سالهای قبل از کتاب دکتر پورعزت طرح می شد. من علاوه بر کتاب نامبرده، خلاصه دو منبع دیگر شامل مقیمی و نجار را نیز خواندم ولی سوالات طرح شده در کنکور برایم آشنا نبود. احتمالا از منبع دیگری بغیر از این سه طرح شده بود.
  • برای رفتار پیشرفته و منابع انسانی پیشرفته هم من کتاب مدرسان شریف را خوانده بودم که باز سوالات کنکور ارتباطی با آن کتاب نداشت و از محفوظات و قرائن به برخی پاسخ دادم.
  • زبان در نتیجه کنکور بسیار تعیین کننده است. بگونه ای که می ارزد به موازات مطالعه برای کنکور یک کلاس جدی زبان را هم پیگیری کنید. خداراشکر من در زبان مشکلی نداشتم و این به نتیجه نهایی خیلی کمک کرد.
  • سوالات استعداد تحصیلی به نظرم خیلی سخت بود. حتما قبل از کنکور خود را در فضای این دست سوالات قرار دهید تا با دست و ذهنی روان در کنکور با آنها مواجه شوید. من به اعتماد اینکه خواندن نمی خواهد هیچ تمرینی در این حوزه نداشتم که اشتباه است.

پس از کنکور از آنجا که می دانستم برای مصاحبه مدرک معتبر زبان نیاز است برای آزمون اردیبهشت MRST که توسط وزارت علوم برگزار می شود ثبت نام کردم و روزهای پایانی سال ۹۵ و ابتدایی سال ۹۶ به مرور زبان گذشت.

حدودا خرداد ماه بود که نتایج اولیه و رتبه ها منتشر شد و مشخص شد که باید خودم را برای مصاحبه آماده کنم. از آنجا که مصاحبه ها را برای بعد از ماه مبارک رمضان برنامه ریزی کرده بودند ما یک ماهی وقت داشتیم که خود را آماده کنیم. شش منبع معرفی شده بود برای آزمون کتبی که من هر شش منبع را تهیه کردم و تا یک هفته مانده به آزمون کتبی همه را (برخی یک دور و برخی دو دور) خواندم. یک هفته مانده به آزمون دوباره کتابخانه رفتن را شروع کردم و تمام وقت به مرور شش کتاب می پرداختم.

آزمون کتبی از همان منابع دقیقا طرح شده بود. البته شناختی که از اساتید در دوره کارشناسی ارشد داشتم به پاسخگویی بهتر خیلی کمک کرد. پس از آزمون کتبی هم مصاحبه شفاهی بود.

مصاحبه با حضور شش استاد انجام می شد. چهار استاد من را به انحاء مختلف می شناختند. حال یا به بواسطهمشاوره پایان نامه، یا ارائه مقاله و یا درس کلاسی. این اساتید ترجیح دادندسوالنپرسند و فرصت را در اختیار دو استاد دیگر که شناخت نداشتند قرار دادند که ایشان چند سوالی پرسیدند و تمام شد. در پایان هم یکی از اساتید سوالی به زبان انگلیسی پرسید که پاسخ دادم و بدین ترتیب مصاحبه دکتری پایان یافت.

پس از اعلام نتایج، در مجموع کنکور، آزمون کتبی و مصاحبه به لطف خداوند حائز رتبه یک شده و در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در رشته مدیریت رسانه پذیرفته شدم.

سخن پایانی اینکه هنوز رشته مدیریت رسانه برای رسیدن به جایگاه واقعی خود راه بسیاری در پیش دارد. این سطور از آن جهت نگاشته شد که شاید کمکی باشد برای همه علاقمندان به این رشته تا بتوانند با بهره گیری از تجربیات گذشتگان بهتر و موثرتر در این مسیر گام بردارند. بسیار خوشحال خواهم شد اگر در این راستا بتوانم به هر یک از عزیزان در حد بضاعت ناچیزم کمکی بکنم.

محمد مهدی فرجیان

mmfarajian@gmail.com